تبلیغات
بلاغُ المبین

بلاغُ المبین



+نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور 1394 ساعت01:00 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




17 ربیعُ الاول سال عامُ الفیل
میلاد نبی مکرّم اسلام(ص) بر عموم مسلمین جهان و
 17 ربیعُ الاول سال 83 هجری قمری
میلاد آقا امام صادق(ع) بر عالَم تشیُّع مبارکباد


+نوشته شده در سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت09:33 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |



اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حَسَنَ بنَ عَلِیٍّ المُجتَبَی(ع)

هفتم ماه صفر، شهادت مظلومانه و غریبانه
کریم اهل بیت
آقا امام حسن مجتبی(ع)
بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد

+نوشته شده در جمعه 5 آبان 1396 ساعت01:44 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |



         مرحوم حاج ملاعلی آقا واعظ تبریزی در شرح حال محتشم و قصّه سرودن ترکیب بند مشهورش، می گویند: چون پسر محتشم کاشانی درگذشت، مرثیه ای در سوگ او گفت. شبی حضرت علی(ع) را در خواب دید که به او فرمودند: ای محتشم برای فرزند خود مرثیه گفتی، چرا برای قرّةُ العَین من شعری نگفتی؟! صبح که بیدار شد همچنان در اندیشه این خواب بود، که شبی دیگر در خواب دید که حضرت فرمودند: مرثیه برای فرزندم حسین بگو، عرض کرد: که فدایت شوم چه بگویم...؟! حضرت فرمودند که بگو: « باز این چه شورش است که در خلق عالَم است » 

      محتشم بیدار شد و همان لحظه به یُمن توجّه امیرالمؤمنین(ع) شروع کرد، تا به این مصرع رسید: « هست از ملال گر چه بری ذات ذوالجلال » ولی مصرع دیگر بخاطرش نمیرسید، چند روز گذشت، شبی حضرت مهدی(عج) را در خواب دید که حضرت فرمودند: « او در دل است و هیچ دلی نیست بی ملال »

ترجیع بند کامل مرحوم محتشم کاشانی
(905 - 996)


باز این چه شورش است که در خلق عالَم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتَم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالَم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عالَم که نامش محرّم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جِنّ و مَلَک بر آدمیان نوحه می‌کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین نور مشرقَین

پروردهٔ کنار رسول خدا حسین
==============

کشتی شکست خوردهٔ طوفان کربلا

در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار بر او زار می‌گریست

خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک

زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عَیُّوق می‌رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا

آه از دمی که لشگر اَعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمهٔ سلطان کربلا

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد

کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
=============

کاش آن زمان سرادِق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون بی‌ستون شدی

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت

یک شعلهٔ برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان

سیماب‌ وار گوی زمین بی‌سکون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

گر انتقام آن نفتادی بروز حشر

با این عمل معاملهٔ دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم برآورند

ارکان عرش را به تلاطم درآورند
============

برخوان غم چو عالمیان را صَلا زدند

اول صَلا به سلسلهٔ انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش

اهل ستم به پهلوی خیرالنّسا زدند

پس آتشی ز اَخگر الماس ریزه‌ها

افروختند و در حسن مجتبی زدند

وانگه سَرادقی که ملَک محرمش نبود

کندند از مدینه و در کربلا زدند

وز تیشهٔ ستیزه در آن دشت کوفیان

بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید

بر حلق تشنهٔ خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان گشوده مو

فریاد بر در حرم کبریا زدند

روح‌الامین نهاده به زانو سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
=============

چون خون ز حلق تشنهٔ او بر زمین رسید

جوش از زمین بذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانهٔ ایمان شود خراب

از بس شکست ها که به ارکان دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند

طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید

باد آن غبار چون به مزار نبی رساند

گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خم گردون به نیل زد

چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش

از انبیا به حضرت روح‌الامین رسید

کرد این خیال وهم غلط کار، کان غبار

تا دامن جلال جهان آفرین رسید

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال

او در دلست و هیچ دلی نیست بی‌ملال
=============

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یک باره بر جریدهٔ رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم کز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حق به در آید ز آستین

چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند

آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک

آل علی چو شعلهٔ آتش علم زنند

فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت

گلگون کفن به عرصهٔ محشر قدم زنند

جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا

در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند

از صاحب حرم چه توقع کنند باز

آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل

شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
============

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه

ابری به بارش آمد و بگریست زار زار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن

گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار

عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر

افتاد در گمان که قیامت شد آشکار

آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گشتند بی‌عماری و محمل شتر سوار

با آن که سر زد آن عمل از امت نبی

روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار

وانگه ز کوفه خیل اَلم رو به شام کرد

نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
============

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد

شور و نشور و واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید

هرجا که بود طایری از آشیان فتاد

شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی‌اختیار نعرهٔ هذا حسین او

سر زد چنانکه آتش از او در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بِضعَةُ الرَّسول

رو در مدینه کرد که یا ایُّهاالرَّسول
============

این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی

دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این غرقه محیط شهادت که روی دشت

از موج خون او شده گلگون حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات

کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه

خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

چون روی در بقیع نمود به زهرا خطاب کرد

وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
============

کای مونس شکسته دلان حال ما ببین

ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین

اولاد خویش را که شفیعان محشرند

در ورطهٔ عقوبت اهل جفا ببین

در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان

واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین

نی نی ورا چو ابر خروشان به کربلا

طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین

تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر

سرهای سروران همه بر نیزه‌ها ببین

آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام

یک نیزه‌اش ز دوش مخالف جدا ببین

آن تن که بود پرورشش در کنار تو

غلطان به خاک معرکهٔ کربلا ببین

یا بِضعةُ الرَّسول ز ابن زیاد داد

کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
============

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد

بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد

خاموش محتشم که از این حرف سوزناک

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که از این شعر خونچکان

در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد

خاموش محتشم که از این نظم گریه‌خیز

روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب

از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین

جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد

بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد
============

ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده‌ای

وز کین چها درین ستم آباد کرده‌ای

بر طعنت این بس است که با عترت رسول

بیداد کرده خصم و تو امداد کرده‌ای

ای زادهٔ زیاد نکرده‌ست هیچ گه

نمرود این عمل که تو شداد کرده‌ای

کام یزید داده‌ای از کشتن حسین

بنگر که را به قتل که دلشاد کرده‌ای

بهر خسی که بار درخت شقاوتست

در باغ دین چه با گل و شمشاد کرده‌ای

با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو

با مصطفی و حیدر و اولاد کرده‌ای

حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن

آزرده‌اش به خنجر بیداد کرده‌ای

ترسم تو را دمی که به محشر برآورند

از آتش تو دود به محشر درآورند


+نوشته شده در جمعه 7 مهر 1396 ساعت06:57 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




...با حسین با یا حسین یک نقطه کم دارد ولی...
...با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا...؟!...


بی بی جان زینب!
شرمندتیم که بهای با حسین شدنمان
بی حسین شدن تو بود
و شرمنده تر این که تو بی حسین شدی
ولی ما حسینی نشدیم


+نوشته شده در یکشنبه 2 مهر 1396 ساعت10:54 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |





+نوشته شده در جمعه 17 شهریور 1396 ساعت10:58 ق.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




...عید قربان...
عید سر سپردگی و بندگی
عید نزدیک شدن دل ها به قرب الهی مبارک


+نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1396 ساعت10:40 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




+نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1396 ساعت10:38 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




+نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1396 ساعت10:34 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




+نوشته شده در دوشنبه 6 شهریور 1396 ساعت11:36 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




+نوشته شده در چهارشنبه 1 شهریور 1396 ساعت10:52 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |



شهادت امام جواد الاَئمّه(ع) تسلیت باد

نام: محمّد "جواد الاَئمّه"
نام پدر: امام علیِّ بنِ موسیَ الرِّضا(ع)
نام مادر: سبیکه "ریحانه و خیزران"

تولد: 10 رجب سال 195 هجری قمری = 23 فروردین سال 190 هجری شمسی
محل ولادت: مدینه - عربستان
آغاز امامت: آخر صفر سال 203 هجری قمری در سنّ 8 سالگی
مدّت امامت: 17 سال

شهادت: آخر ذیقعده سال 220 هجری قمری = 8 آدر سال 214 هجری شمسی
در سنّ 25 سالگی

محل شهادت: کاظمین - عراق
قاتل: اُمّ الفضل به دستور معتصم عباسی
محل دفن: کاظمین - عراق، در جرام امام کاظم(ع)





+نوشته شده در شنبه 28 مرداد 1396 ساعت03:57 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




 نام: فاطمه(س)
القاب: معصومه، كریمه اهل بیت، ستّی، فاطمه كبری
پدر: حضرت موسی بن جعفر(ع)
مادر: نجمه خاتون(س) مادر حضرت امام رضا(ع)
  ولادت: اوّل ذی القعده سال 173 هجری قمری
محل تولد: مدینه
وفات: دهم یا دوازدهم ربیع الثانی سال 201 هجری قمری
محل وفات و دفن: شهر قم
مدت عمر: 28 سال

+نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد 1396 ساعت11:07 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |



 ...اینجا ایران است...
...ایران مقتدر و عزّتمند...

این پست را قبلاً در وبلاگ قدیمم « وَماعَلَینااِلّاالبَلاغُ المُبیِن » گذاشته
بودم و در جمع آوری متن ها و تصاویر متناسب با هر متن هم خیلی
زحمت کشیده بودم ولی متأسفانه با خرابی بلاگفا و حذف وبلاگم
دست رسی به آن مقدور نبود که خدا را شکر دو باره در وبلاگ
بعضی از دوستان که البتّه با ذکر منبع و اجازه بنده کپی
کرده بودند برخورد کردم و چون این پست برای خودم
غیرتمندانه و غرور آفرین بود، مجدداً پس از تغییرات جزئی گذاشتم...


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه 23 تیر 1396 ساعت04:00 ق.ظ توسط "خلیل" | نظرات |




ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه 20 تیر 1396 ساعت10:20 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |



                 
حکومت آل سعود و وهابی ها برای اولین بار در سال 1221 هجری قمری قسمتی از اماکن بقیع و سپس در 8 شوال سال 1344 هجری قمری به طور کامل اماکن بقیع را تخریب کردند

جلوه جنت به چشم خاکیان دارد بقیع

یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع

گر حصار کعبه را جبریل دربانی کند

صد چو موسی و مسیحا پاسبان دارد بقیع

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

گرچه محصولش بظاهر یک نیستان ناله است

یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع

گرچه می تابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع


+نوشته شده در شنبه 10 تیر 1396 ساعت01:46 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |