تبلیغات
بلاغُ المبین - عید مبعث...

بلاغُ المبین

...عید مبعث مبارک باد...

معنای لغوی و اصطلاحی

     کلمه مبعث مصدر میمی اسم زمان و مکان، از ریشه بَ عَ ثَ و این ماده در اصل به معنای برانگیخته شدن است. بعثت به معنای برانگیختن، ارسال و یا روانه کردن است و در اصطلاح دینی، بعثت عبارت از ارسال انسانی به سوی انسان‌های دیگر از سوی خداوند برای دعوت به دین الهی است. و روز مبعث یاعید و جشن مبعث به معنی روزی است که حضرت محمد(ص) از طرف خداوند عالم به رسالت مبعوث شد.

بعثت در قرآن

     بعثت در فرآن به معنای عامل برانگیختن و رسانیدن به مرحله‌ای خاص از تکامل است که در آن نوعی تحوّل وجود دارد، لذا به معنای حشر مردگان در فیامت نیز به کار رفته است، زیرا آغاز نوعی تحوّل بزرگ و وارد شدن به فضایی جدید است. هرچند معنای اصطلاحی غالب آن برانگیختن و فرستادن پیامبران برای هدایت مردم است.

     در همه جای قرآن انتساب بعثت به الله است، یعنی هم حشر مردگان، هم قانونمندی‌های خاص هستی و هم ارسال رسل که نشان از تسلّط مطلق اراده و برنامه خدا در اداره جهان هستی است.

     نکته قابل تأمل در بعثت پیامبران، منّتی است که خداوند بر مردم می‌نهد. اولاً این منبت برای هدایت و راهبری است و ثانیاً اینکه پیامبران را از میان خود مردم و از جنس آنان انتخاب کرده است.

خداوند در آیه 164 سوه مبارکه آل عمران می فرماید:  لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَ‌سُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ. یعنی: به یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد که‌ پیامبری از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، در حالی که پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.

     هرچند گاهی برگزیدن پیامبران از میان مردم مایه استهزاء و انکار مشرکان و عِناد و تکبر گردنکشان باشد، اما در این نکته حکمت و منطقی استوار نهفته است، زیرا پیامبران به عنوان الگو و اسوه در قرآن مطرح شده‌اند و اگر از جنس دیگری برگزیده می‌شدند، نمی‌توانستند الگویی بشری باشند، و این یک سنّت الهی است که پیامبر هر گروه، از جنس خودشان باشد تا حجّت بر دیگران تمام شود.

فرهنگ دینی حجاز پیش از مبعث

     دین بیشتر مردم شبه جزیره عربستان بت‌پرستی بود با همه اختلاف‌های ظاهری آن. در یمن پرستش ماه و آفتاب رایج بود. ماه را اله و آفتاب را الهه می‌دانستند. نام‌های عبدالشمس، عبدالشارق، عبدالنجم، عبدالثریا نمونه‌هایی از وجود این نوع عبادت است. پرستش مفاهیم معنوی و قوای نادیدنی نیز شیوه گروهی دیگر بود.

     عبادت سنگ و چوب یکی دیگر از مظاهر بت پرستی بود. معبد عزّی سه درخت بود در جایی بین مکه و طائف که آن را نخله می‌گفتند. بت بزرگ مردم مکه و قریش، هُبَل بود. پرستش ارواح آزار دهنده مانند جن و غول و عِفریت نیز در نقاط مختلف شبه جزیره عربستان رایج بود.

     ادیان آسمانی که تغییر ماهیت داده بود در قسمت های مختلف این سرزمین پیروانی داشت. یهودی گری در یمن، وادی القری، خیبر و یثرب بین قبایل بنی قریظه، بنی قینقاع، بنی النضیر رواج داشت. قبایل تغلب، غسّان، قضاعه در شمال و سرزمین یمن در جنوب مسیحی بودند. زردشتی گری و تعالیم بودا در شمال شرقی و تعالیم صابئیان در یمن، حرّان، و مناطق شمالی عراق شایع بود.

     افراد اندکی نیز بوده‌اند که از رفتارهای رایج دوری می‌گزیدند و روزهایی را به گوشه‌ گیری می‌پرداختند. چنانکه در برخی از روایات آمده که عبدالمطّلب برای نخستین‌ بار در غار حراء ماه رمضان را تحنُّث گزید. چون ماه رمضان می‌رسید، وی به حراء می‌رفت و مساکین را غذا می‌داد. از آن پس دیگرانی چون ورقةبنِ نوفل و ابو امیة بن مُغیره از او پیروی کرده و تا پایان ماه در آنجا ماندند. البته شاید در یک نقطه مثل حراء جمع نمی‌شدند، اما انزوایشان در ماه رمضان بوده است که حاکی از احترام به ماه رمضان بوده و شاید نشانه‌ای از آن باشد که این عادت سابقه و ریشه قدیمی تری داشته است. آنها که چنین روشی برگزیده بودند و به طور کلی آنها که با بت پرستی مخالفتی داشتند آنها را حُنَفاء یا احناف می‌خواندند.

توصیف امام علی(ع) از زندگی اعراب پیش از اسلام

     امام علی(ع) در توصیف عرب های پیش از بعثت پیامبر(ص) چنین می‌گوید: خداوند محمد (ص) را مبعوث داشت که بیم‌ دهنده جهانیان باشد و امین وحی او. و شما‌ ای جماعت عرب ها پیش از آن بدترین آیین را داشتید و در بدترین جای ها به سر می‌بردید و در زمین های سنگلاخ و ناهموار می‌زیستید و با مارهای سخت و کرّ همخانه بودید. آبی تیره و ناگوار می‌نوشیدید و طعامی درشت و خشن می‌خوردید و خون یکدیگر می‌ریختید و از خویش و پیوند بریده بودید. بتان در میان شما برپا بودند و خود غرق گناه بودید.


مبعث پیامبر اکرم(ص)

     مبعث پیامبر اکرم(ص) در 40 سالگی اتفاق افتاد.   طبق گفته مورخان، مبعث در روز دوشنبه 27 رجب سال چهلم عامُ الفیل و بیستمین سال حکومت خسرو پرویز بر ایران روی داده است. قول های دیگری 17 یا 18 رمضان یا یکی از روزهای ماه ربیعُ الاوّل را روز بعثت دانسته‌اند، هرچند شیعیان قول اول را برگزیده‌اند.

     وقتی پیامبر اکرم(ص) در غار حراء به تفکر و عبادت مشغول بود، با نزول نخستین آیات سوره علق، و دعوت حضرت به « خواندن به نام پروردگاری که آفرید » آغاز شد و با نخستین آیات سوره مدّثّر ادامه یافت.

     پیامبر(ص) ابتدا همسرش خدیجه(س) و پسر عمویش علی(ع) را در جریان نبوت خویش قرار داد. 3 سال بعد با نزول آیه214 سوره شُعراء ( وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ، یعنی: و خویشان نزدیکت را هشدار ده ) دعوت وارد مرحله جدیدی شد و در همان سال با نزول آیه24 سوره حجر ( فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ، یعنی: پس آنچه را بدان مأموری آشکار کن و از مشرکان روی برتاب)  علنی شد و اولین بار پیامبر(ص) در بازار عُکاظ، جایی که همه مردم برای تجارت در آن جمع بودند و عده‌ای نیز در بلندی‌های آن به بیان اشعار تازه و داستان‌های گوناگون مشغول بودند، همه را به سکوت خواند و دعوت خویش را آشکار کرد.

     آن روز ابولهب پیامبر(ص) را به استهزاء آزرد و عده‌ای نیز به پیروی از او پیامبر(ص) را اذیت کردند، اما ابوطالب در حمایت از پیامبر(ص) آنان را تنبیه کرد، عده کمی ایمان آوردند و به جمع گروه‌ اندکی که در این دوره 3 ساله، پنهانی ایمان آورده بودند، پیوستند.

    اولین وحی وقتی توسط جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل می‌شود، همراه با هیبت و احساس سنگینی بار عظیم رسالت است، به گونه‌ای که گفته شده است وقتی به خانه آمد، به همسرش گفت: « مرا بپوشان »، اما از ابهام و شگفتی گزارشی نشده است.

     در کودکی به واسطه پاکی درونی که داشت و نیز بیزاری از محیط فاسد آن زمان مکه، میل به تنهایی و گوشه گیری از شهر و دیار خود را داشت. به همین جهت، عُزلت‌های یک ماهه در کوه های اطراف مکه و بعد بازگشت به شهر، خواب‌ هایی که حال و هوای جهان غیب داشت، شنیدن صدای ملک وحی پیش از بعثت و ارتباط 3 ساله اسرافیل و 20 ساله جبرئیل با ایشان آمادگی‌ هایی بوده که ایشان را برای ابلاغ پیامبری مهیا می‌ساخته است.

     اگر این دسته از روایات را بپذیریم، در باره روایات دیگری که پیامبر(ص) را نا آشنا به فضای وحی و ارتباط با فرشتگان می‌دانند، تأمل باید کرد. نگاه ناباورانه پیامبر(ص) به حادثه وحی و ترس از پریشان خاطری یا مشورت با خدیجه و تأیید گرفتن از ورقة بن نوفل به عنوان شاهد پیامبری او و آرام شدن حضرت با دلداری وی، مضامین این دسته از روایات است که با سیر رشد و فضای تربیتی حاکم بر پیامبر(ص) و بصیرت و بینش او نسبت به وظیفه سنگین رسالت ناسازگار به نظر می‌رسد.

جایگاه بعثت در فرهنگ مسلمانان

     واقعه بعثت در فرهنگ مسلمانان جایگاهی خاص دارد. بعثت در حقیقت نقطه آغازین دین مبین اسلام است، دینی که در سال های اولیه خود با پیروانی اندک و در شرایط سخت آغاز شد، و بعدها در سراسر جهان انتشار یافت و دل های فراوان را به سوی خود جذب کرد. شروع همه آنچه در اسلام گذشته، همین نقطه است که آغاز تحوّلی عظیم در تاریخ بشریت به شمار می‌آید و هم اکنون روز مبعث، عیدی بزرگ در فرهنگ همه فِرَق اسلامی است و در سراسر سر زمین های اسلامی در روز مبعث جشن های ویژه‌ ای متناسب با آداب و رسوم هر منطقه و قوم و قبیله ای بر گذار می‌شود.

اعمال شب و روز مبعث

     در روایات برای شب و روز مبعث اعمالی ذکر شده است که انجام آن مستحب است.


اعمال شب و روز مبعث
شب بیست و هفتم
  • غسل کردن
  • زیارت امیرالمومنین(ع)
  • خواندن دوازده رکعت نماز که در هر رکعت سوره‌های حمد و فلق و ناس را یکبار و نیز اخلاص چهار بار خوانده می‌شود و بعد از اتمام نماز، گفته شود: "لا اله الا الله والله اکبر الحمد لله وسبحان الله ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم"

از این شب با نام «لیلة المحیا» به معنای شب احیا و شب زنده داری نیز نام برده شده است.[۲۵]

روز بیست و هفتم
  • غسل کردن
  • روزه گرفتن
  • صلوات فرستادن
  • زیارت امیرالمومنین(ع)
  • زیارت پیامبر(ص)
  • خواندن دوازده رکعت نماز که در هر رکعت سوره حمد و یس را بخواند پس از نماز، چهار بار سوره حمد را بخواند و سپس چهار بار بگوید: "لا اله الا الله والله اکبر والحمد لله وسبحان الله ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم" و بعد چهار بار بگوید: " الله ربی لا اشرک به شیئا"


+نوشته شده در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 ساعت11:05 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |