بلاغُ المبین

ســــــــروده هـــــــای مـــن
( مدیر وبلاگ )


طبقه بندی اوزان و قالب های شعر فارسی

     قبل از ورود به بحث و موضوع جا دارد که از اساتید شعر و ادب عذرخواهی کنم و پوزش بطلبم بابت طرح این موضوع، قصد توهین و جسارت نداشته و ندارم بلکه فقط خواستم درس پس بدم، لذا اگر کاستی ها و نواقصی وجود دارد که دارد انتظار و توقّع بنده حقیر از اساتید بزرگوارم این است که حتماً لطف نموده و بدون رو دربایستی و تعارفات معمول و مرسوم اجتماعی در نظرات ارسالی خود بفرمایند تا اصلاح کنم...

تعریف شعر و نظم و تفاوت آن ها
     تعریف نظم: نظم در لغت یعنی به هم پیوستن و به رشته کشیدن دانه های جوار و در اصطلاح یعنی سخنی که موزون و مقفّا باشد.

     تفاوت نظم با شعر: شعر کلام موزون و مُخیَّل است و مقفّا بودن جزء ماهیت شعر نیست. عناصر سازنده شعر عبارتند از عاظفه، تخیّل، زبان، موسیقی و تشکُّل
ولی نظم تنها کلامی موزون و مقفآ است و از عنصر عاطفه و تخیُّل بدور است، با بر این نظمِ غیر شعر هم وجود دارد. البته در محاورات گاهی تسامحاً به شعر نظم هم اطلاق می شود.

     ارکان شعر

      1 - مصراع: به کوتاه ترین پاره سخن موزون یا به نصف هر بیت مصراع یا نیم بیت می گویند.

      2 - بیت: به کوچکترین واحد شعر بیت می گویند که مرکب از دو مصراع است.
خداوند مایی و ما بنده ایم           به نیروی تو یک به یک زنده ایم = بیت
مصراع اوّل                                مصراع دوّم

      3 - قافیه: به کلمات هماهنگ گفته می شود که آخرهمه اشعار می آید و حرف اصلی آخر آن ها یکسان است. قافیه معمولا در پایان مصراع ها می آید. به عنوان مثال در بیت بالا دو کلمه « بنده ایم » و « زنده ایم » قافیه هستند.

      4 - ردیف: اگر یک کلمه عیناً در آخر همه اشعار تکرار شود، آن را « ردیف » گویند. به عبارت دیگر کلمه یا کلماتی که بعد از قافیه عیناً تکرار می شود « ردیف » است. مثالاً: در بیت زیر « توراست » در پایان هر دو مصراع ردیف است و کلمات پادشاهی و خدایی قافیه هستند. « خدایا جهان پادشاهی توراست     ز ما خدمت آید، خدایی توراست »

     در شعر فارسی حدود 250 وزن یا بَحر وجود دارد که از این تعداد، تقریباً  29 وزن آن بیشتر مورد توجّه اکثر شعراء بوده است. اوزان هشت رکنی را مُثَمَّن، شش رکنی را مُسَدَّس، پنج رکنی و چهار رکنی را مُرَبَّع می گویند و از تکرار هر رکن وزن یا بحری خاص بوجود می آید.
ارکان .....=..... اوزان یا بحور
=========================
فَعُولُن ......................=..................... مُتَقَارَب
مَفَاعِیلُن .......................=...................... هَزَج
فَاعِلَاتُن ......................=........................ رَمَل
مُستَفعِلُن ......................=....................... رَجَز

     معرّفی اوزان مُزاحَف

    1 - فَعِلَاتُن = رَمَل مَخبُوت: هر گاه از فَاعِلَاتُن "الف" حذف شود.
     2 - مُفتَعِلُن = رَجَز مَطوِیّ: هر گاه حرف چهارم مُستَفعِلُن حذف شود.
     3 - مَفَاعِلُن = هَزَج مَقبُوض یا رَجَز مَخبُون:هر گاه حرف دوّم مُستَفعِلُن حذف شود.

     توضیح:

     هر گاه در هر یک از اوزان تغییر در جهت نقصان یا زیاده رخ دهد، آن وزن حاصل شده پس از تغییر را مُزاحَف یعنی تغییر یافته می گویند.

     معرّفی اوزان مُتَقارَب

    1 - مُجتَثّ مَخبُون = وزن سالم مُستَفعِلُن فَاعِلَاتُن که از هر دو رکن حرف دوّم حذف شود و تبدیل به مَفَاعِلُن فَعِلَاتُن شده باشد.

     2 - هَزَج اَخرَب = وزن سالم مَفَاعِیلُن مَفَاعِیلُن است که در رکن اوّل و سوّم هر مصراع حرف اوّل و آخر حذف می گردد و تبدیل به فَاعِیلُ می شود.

     3 - رَمَل مَشکُول = وزن سالم فَاعِلَاتُن فَاعِلَاتُن که در رکن اوّل و سوّم هر مصراع حرف دوّم و آخر آن حذف شده باشد و تبدیل به فَعِلَاتُ شود.

     4 - مُضَارِع اَخرَب = وزن سالم مَفَاعِیلُن مَفَاعِیلُن که در رکن اوّل و سوّم آن حرف اوّل و آخر آن حذف شده و تبدیل به فَاعِیلُ یا مَفعُولُ و فَاعِلَاتُ شود.

     5 - مُتَقَارَب مَحذُوف = هر گاه از آخر رکن فَعُولُن یک هجای بلند حذف شود و فَعُولُن تبدیل به فَعُو شود که جهت سهولت فَعَل تلفظ می گردد.

     6 - رَمَل مَحذُوف = هر گاه از آخر رکن فَاعِلَاتُن یک هجای بلند حذف شود و فَاعِلَاتُن تبدیل به فَاعِلَا شود که که جهت آسان گفتن فَاعِلُن می گویند.

     7 - هَزَج مَحذُوف = هر گاه از آخر رکن مَفَاعِیلُن یک هجای بلند حذف شود و مَفَاعِیلُن به مَفَاعِی تبدیل گردد که جهت سهولت فَعُولُن می گویند.

     توضیح:

     اصلاحات مَخبون، مَطوِیّ، مَقبُوض، اَخرَب و مَحذُوف را زِحاف گفته می گویند.

     نکته 1 - وزن دوری به وزنی گفته می شود که یک مصراع از دو قسمت تشکیل شده باشد که قسمت دوّم تکرار قسمت اول باشد.


     نکته 2 - وزن رباعی « لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّه »، مُستَفعِلُ مُستَفعِلُ مَفعُولُن فَع می باشد.

     معرّفی اوزان مثنوی

     1 - فَعُولُن فَعُولُن فَعُولُن فَعَل = بحر مُتَقارَب مُثَمَّن مَحذوف.

     2 - مُفتَعِلُن مُفتَعِلُن فَاعِلُن = بحر سریع مُسَدَّس مَطوِیِّ مَکشُوف.

     3 - فَاعِلَاتُن فَاعِلَاتُن فَاعِلُن = بحر رَمَل مَُسَدَّس مَحذُوف.

     4 - فَعِلَاتُن فَعِلَاتُن فَعَلَن =  بحر رَمَل مُسَدَّس مَخبُون مَحذُوف.

     5 - مَفَاعِیلُن مَفَاعِیلُن فَعُولُن = بحر هَزَج مُسَدَّس مَحذُوف.

     6 - مَفعُولُ مَفَاعِلُن فَعُولُن = بحر هَزَج مُسَدَّس اَخرَب مَقبُوض مَحذُوف.

     7 - فَاعِلَاتُن مَفَاعِلُن فَعَلَن = بحر حَفیف مُسَدَّس مَخبُون مَحذُوف.

     اوزان شعر رسمی فارسی

     انواع اوزان شعر رسمی فارسی

     1 - اوزانی که مصراع های آنها در تعداد و ترتیب هجاها یکسانند، غیر از اوزان مُستَزاد، طَویل و نیمائی.

      2 - اوزانی که تعداد هجاها در هر مصراع یکسان نیستند، مانند اوزان مُستَزاد، طَویل و نیمائی.

قالب های شعر فارسی و تعریف آنها

   قالب های شعر فارسی کهن و سنّتی

       1 - قصیده: نوعی از شعر کهن و سنتی است که دو مصراع بیت اول و مصراع های دوم تمام بیت های آن هخم قافیه اند، طول قصیده بیشتر از 15 بیت بوده و حتی تا 60 بیت می تواند باشد.

     2 - مثنوی: واژۀ مثنوی از کلمۀ مثنی به معنای دو تائی گرفته شده و در مثنوی چون در هر بیت دو قافیه آمده که با قافیۀ بیت بعدی فرق می کند یعنی هر بیتی قافیه ای مستقل و جداگانه دارد و به لحاظ این که از نظر قافیه محدودیت ندارد معمولاً برای موضوعات بلند و طولانی به کار می رود.

     3 - غزل: غزل در لغت به معنای حدیث عاشقی است و همچون قصیده دو مصراه بیت اوّل و مصراع دوّ تمام بیت ها با هم هم قافیه اند ولی فرقش با قصیده این است که طول غزی بین 5 تا زیر 15 بیت است اما در قصیده همانطور که گفتیم طول آن از 15 بیت بیشتر است و دیگر این که موضوع قصیده مدح است و ممدوح و در غزل عشق است و معشوق.

     4 - قطعه:
شعری است که معمولاً مصراع های اول آن با هم هم قافیه نیستند ولی مصراع های دوم تمام ابیات آن با هم هم قافیه اند. موضوع قطعه بیشتر مطالب و مباحث اخلاقی، تعلیمی و مناظره ای می باشد و طول آ دو بیت و یا بیشتر است.

     5 - ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل می شود که هر کدام از آنهادارای قافیه و وزن یکسان هستند و در آخر هر رشته شعر یک بیت یکسان با قافیه ای جداگانه و متفاوت تکرار می شود.

     6 - ترکیب بند: ترکیب بند به لحاظ ساختاری مثل ترجیع بند است ولی تفاوتش با ترجیع بند این است که بیت تکرار شده در بین قطعه های شعر یکسان نیست.

     7 - مسمّط: در مسمّط تمام مصراع ها (بند مسمّط) هم قافیه و یک مصراع که قافیه آن مستقل است (رشتۀ مسمّط ) یا تسمیط می گویند و این شکل چند بار با قافیه های متفاوت تکرار می شود. به مسمط هائی که بند مسمّط و رشتۀ مسمّط آنها مجموعاً 3 بیت باشد مثلّث، 4 بیت را مربّع، 5 بیت را مُخَمَّس و 6 بیت را مُسدّس می گویند و مسمّط حداقل مثلّث و حداکثر مسدّس می باشد.

     8 - مستزاد: شعری است که در آخر مصراع رباعی، غزل یا قطعه جمله ای کوتاه از نثر آهنگین و مسجّع اضافه می شود که از لحاظ معنی با آن مصرع مربوط است ولی با وزن اصلی شعر هماهنگ نیست.

     9 - رباعی: رباعی از معنای رباع یعنی چها تائی گرفته شده و بر وزن « لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِالله » سروده می شود. در رباعی 3 مصراع مقدمه ای است برای منظور شاعر که در مصراع چهارم و آخر می آید.

     10 - دو بیتی: شعری است که همچون رباعی دارای 4 مصراع است و می توان آن را در هر وزنی سرود، البته رباعی هم در حقیقت یک نوع دو بیتی است ولی با وزنی خاص.

     11 - تصنیف: سخنانی شعر مانند و مرکب از پاره های مساوی و یا نا مساوی است که اغلب دارای قافیه و وزن عروضی و گاهی بدون آن و معمولاً همراه موسیقی خوانده می شود که امروزه به آن ترانه نیز می گویند، تصنیف در واقع تلفیق شعر با موسیقی به روش استقرار موسیقی بر شعر یا شعر بر آهنگ می باشد.

     12 - چهارپاره: چهارپاره از قالب های جدیدی است که هم زمان با رواج شعر نو بوجود آمد و مجموعه ای از دو بیتی هایی است که جمعاض یک شعر را می سازد ولی از لحاظ قافیه این دو بیتی ها با هم تفاوت دارند.

     13 - مفرد: مفرد شعری تک بیتی است که شاعر تمام منظور و منویات خودش را در همان تک بیت بیان می کند و اغلب برای بیان نکات اخلاقی به کار می رود.

     14 - تضمین: تضمین به این معناست که شاعر قطعاتی از شعر شاعر دیگری را در داخل شعر خودش بیاورد ولی جدیداً تضمین در بین شعرای متأخّر به این معناست که شاعر با شعری از شعرای دیگر مسمّط بسازد.

   15 - بحر طویل: یک قالب شعری نسبتاً متأخر است مبتنی بر تکرار متوالی یک رکن عروضی سالم به تعداد دلخواه سراینده، خارج از محدودیت عروضی کهن و سنتی که با هر یک از بحور به رعایت رقم خاص عددی ارکان تأکید می کند و این غیر از بحر طویل متعارف در عروض سنتی است که از تکرار دو رکن فعولن مفاعیلن  دو بار مصراه بدست می آید و مصراع ها هم دارای قافیه میانی و هم قافیه پایانی هستند.

     قالب های شعر نوین

     1 - نیمائی:
شعر نیمائی که به آن شعر آزاد هم گفته می شود شعری است با وزن عروضی ولی ارکان آن مثل شعر سنتی محدود به دو، سه یا چهار رکن نیست و قافیه نیز در آن مکان و جای معین و مشخصی ندارد،
به عبارت دیگر در شعر نیمائی وزن وجود ندارد و به دلیل آنکه تساوی طولی مصراع ها و تعداد هجاها در هر مصراع یکسان نیستند، دریافت و برداشت از شعر نیازمند دقّت بیشتری است. در شعر نیمائی مصراع جایی تمام می شود که سخن شاعر خاتمه یابد و لذا سخن جهت رسیدن به وزنی از پیش تعیین شده بی سبب و بیهوده ادامه نمی یابد. سروده های اخوان، فروغ فرخزاد و سپهری از این قبیل است. به عنوان نمونه:

     من از نهایت شب حرف می زنم 
من از نهایت تاریكی 
و از نهایت شب حرف می زنم 
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور 
ویك دریچه كه از آن 
به ازدحام خوشبخت بنگرم
« فروغ فرخزاد »


     2 - شاملوئی(سپید): این نوع شعر وزن و آهنگ دارد ولی عروضی نیست و قافیه در آن جای معینی ندارد، اغلب سروده های احمد شاملو از این قبیل است، البته بعضی به آن شعر سپید هم می گویند. به عنوان نمونه:

قناعت وار 
تكیده بود 
باریک و بلند 
چون پیامی دشوار 
در لغتی 
با چشمانی از سوال 
و عسل 
و رخساری بر تافته 
از حقیقت و 
باد 
مردی مختصر كه خلاصه خود بود 
خرخاكی ها به جنازه ات به سؤ ظن می نگرند ...
« احمد شاملو »

     3 - موج نو: این نوع شعر نه تنها وزن عروضی ندارد، بلکه آهنگ و موسیقی آن حتی مانند شعر سپید هم آشکار نیست. در حقیقت منطق غیر نثری آن و تشبیهات و استعارات نوین آن با زبان شعر بیان می شود و مجموعاً این ها به آن آهنگی معنوی می بخشد که در نثر دیده نمی شود و جزء لطافت و تأثیر گذاری معنوی در ظاهر هیچ فرقی با نثر ندارد. به عنوان مثال:

قلب تو
قلب تو هوا را گرم كرد 
در هوای گرم 
عشق ما تعارف پنیر بود و 
قناعت به نگاه در چاه آب 
××××××
مردم كه در گرما 
از باران آمدند 
گفتی از اطاق بروند 
چراغ بگذارند 
من تو را دوست دارم 
××××
ای تو 
ای تو عادل 
تو عادلانه غزل را 
در خواب 
در ظرف های شكسته
تنها نمی گذاری
« احمد رضا احمدی »
  

4 - پست مدرن: ساختار شکنی، معنا گریزی، نگاه متفاوت و چند معنائی از ویژگی های شعر پست مدرن است. سبکی دارای اندیشه و محتوای متفاوت از شعر سنتی و مدرن فارسی است  که ابتدا در آمریکا بوجود آمد. چارلز اولسون شاعر نامدار آمریکائی بنیان گذار این سبک است. از دیگر شعرای این سبک رابرت کریلی و لئونارد کوهن می باشند، ولی در ایران رضا براهنی از نخستین شاعرانی است که این سبک را در ایران رواج داد. به عنوان مثال:

تو کز لطافت صدها بهار لبریزی
چرا به ما که رسیدی همیشه پائیزی
ببین سراغ مرا هیچ کس نمی گیرد
مگر که نیمه شبی ، غصه ای ، غمی ، چیزی
« مهرداد نصرتی »
========================

...خسته از جور زمانه...

خسته ام، خسته دل از جور زمانم چکنم؟
غرق اندوه و غمم، بی تب و تابم چکنم؟
به تنم نیست رمق از اثر غصّه و غم
طاقتم طاق شده، بی پر و بالم چکنم؟
ای نفس کن تو رهایم که مرا نیست توان
ناله و آه و فغانم شده کارم چکنم؟
خوش تر از پیک اجل نیست به گوشم خبری
تا ثُریّا چو رسد نالـــۀ زارم چکنم؟
جان به لب غرق تماشای رُخ آن مَلَکم
تا ستاند نَفَس و روح و روانم چکنم؟
شده چون این تن خاکی قفسی بر دل من
اندرین دار فنا بی دل و جانم چکنم؟
من « خلیلم » که شد این ورد زبانم همه شب
خسته ام، خسته دل از جور زمانم چکنم؟
خلیل

+نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت 1396 ساعت07:10 ب.ظ توسط "خلیل" | نظرات |